{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

hi

عشق ایدل من پارت⁴²
🐨تصمیمت اینه می هو؟,🦊اره اوپا 🐱نمیشد یه زره زود تر اشتی میکردید من از خوابم افتادم 🦊اوپاااا🐱ببخشید دختری 🐯میگما🦊عوم؟تهیونگ خم شد تو صورتم و گفت🐯نقشه ی قتلشو که نکشیدی بچه🦊نه(چین دماغ) 🐹😅😅مواظب کوک باش ما میریم دیگه پاشید 🦊بیدار شد تو گروه پیام میزارم 🐿باشه🐶من میرم ماشین رو روشن کنم بای. پسرا رفتن از پرستار اجاره گرفتم و رفتم تو اتاق نشستم کنار صندلی کنار تخت کوک مردد بودم ولی دستشو گرفتم... دستاش درد میکرد... نه... یه زخم کنار چشمش و یکی رو گونه ی سمت راستش و یکی رو پیشونیش و یکی کنار لبش... دنده شم شکونده بود پسره ی کله شق... ولی هنوزم خوشگل بود هنوزم بامزه ی خودم بود دستشو بیشتر فشار دادم و گفتم :چشماتو وا کن(امر دیگه؟ ) هی اذیتم نکن کوکی بیدار شو دیگه (بغض) دروغ گفتم که میتونی بری تو غلط میکنی از کنارم جم بخوری خب.. فهمیدی... دستشو گرفتم و از حس حال های این چند وقت براش گفتم موهاشو درست کردم خنگ منه (محبت) نزدیکای ساعت سه صبح بود که دستاش تو دستم تکون خورد سرم رو بلند کردم دیدم داره چشم هاشو وا میکنه🦊کوک... منو میبینی؟ کوکیی نخوابیا صبر کن برم دکتر صدا کنم اومدم برم که انگشتان های بی جونش دستم رو گرفت نذاشت برم 🦊الان میام پیشت میمونم. خب؟ میرم دکتر بیارم. انگشتاش ول شد و دکتر اومد وضیعتش رو چک کرد گفت حالش خوبه چیز خاصی نیست دکتر رفت بیرون به کوک نگا کردم
چشماش قرمز بود رفتم کنارشو دستش رو گرفتم 🦊گفتم چشماتو قرمز نکن. اومد ماسک رو بده پایین که دستش درد گرفت ماسک ور دادم پایین و گفت🐰از... دستم... ناراحت.... نی.. ستی( صداش از ته چاه در میاد)🦊نه عزیزم دیگه ناراحت نیستم 🐰درد میکنه.... دنده.. هام🦊چون شکسته اقای راننده🐰چلاق... شدم... که اخ🦊چی شد( نگران)🐰دنده ام.. درد گرفت 🦊خب نخند خب... تکون نخوره دردت میگیره🐰باهش... تا کی..میمونی؟ 🦊تا فردا شب مرخص شدنت البته بیشتر طول میکشه من باید برم دانشگاه 🐰باشه.... بیب🦊جانم🐰میشه بغلم کنی 🦊صبر کن. دکمه ی کنار تختش رو زدم و تخت به حالت نشسته در امد کوک به حالت نشسته در اومد کنارتخت نشستم و سرم رو گذاشتن ور سینه اش و دستام ور دور کمرش حلقه کردم میدونستم نمیتونه دستاش ورربیاره بالا پس خودم دستاشو گذاشتم پشت کمرم نوازش هاشو ادامه داد موهام ور تا میتونست بوسید دلم براش تنگ شده بود نمیتونم انکار کنم سرم ور اوردم بالا بوسه ای شروع کردم کنترل بوسه رو دست گرفت و وحشی تر ادامه داد یه دفعه صدا یونگی اومد🐱گوشی مو جا... وای خاک عالم چیزی ندیدم. صدای بسته شدن در اومدتا صدا یونگی رو شنیدم میخواستم کوک رو پس بزنم ولی کوک لبام رو به دندون گرفت و نذاشت بعد چند دقه ولم کرد و گفت🐰طلافی این چند وقت
دیدگاه ها (۱)

hi

hi

hi

hi

my love part 60

آغوش عشق در کنار مافیا .میرا"به دکتر خیره شدم ، دستکش هاشو د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط